مونس انسان

«وَالمُونِسُ فِی الوَحشَةِ»  علم اگر به یک مرحلۀ معتنابه برسد، یعنی اگر عالمی به درجات و مراتب مورد توجه و بالایی از علم دین برسد، آن وقت علمش در وحشت‌ها مونس او می‌شود.

توضیح مطلب از این قرار است که ما دربارۀ علم دین صحبت می‌کنیم. رأس علوم دینی، معرفت خداست. همان‌طور که فرموده‌اند: «أوّل الدّینِ مَعرِفَتُه.»  اگر کسی معرفت به خدای تبارک و تعالی پیدا کند، لذتی از انس با خدا و مناجات با او در همین دنیا می‌برد که سایر لذت‌های دنیوی از قبیل لذت بازی، که کودکان به آن علاقه دارند، لذت لباس و مرکب، که جوان‌ترها به آن تمایل دارند و لذت پست و ریاست، که مسن‌ترها به آن علاقه دارند، هر لذتی را در نظر بگیریم، درکنار لذت انس با خدا، اصلاً به حساب نمی‌آید.

بنابراین، اگر انسان علم دین پیدا کند، غربت و وحشت برایش معنا ندارد و از هیچ چیز نمی‌ترسد. مثلاً اگر در بیابانی قرار بگیرد که هیچ‌کس نیست یا بین دشمنان قرار بگیرد، برایش تفاوتی ندارد. «ماذا وَجَد مَن فَقَدکَ وَماالّذی فَقَدَ مَن وَجَدَک.»  هرکس خداوند را نداشته باشد، هیچ چیزی ندارد و هرکس خدا را داشته باشد، هیچ چیز کم ندارد.

«وَالصّاحِبُ فی الغُربَةِ والوَحدَةِ.»  اگر شخصی در جایی قرار بگیرد که هیچ آشنایی ندارد، علم خودش رفیق خیلی خوبی برای رفع تنهایی او می‌شود. حال این تنهایی و غربت او دنیایی باشد یا خیلی بالاتر از آن باشد، مثل زمانی که شخص از دنیا می‌رود و از این عالم منتقل می‌شود. وقتی وارد خانۀ قبر می‌شود، در آنجا وحشت حاکم است، زیرا واضح است که اگر شخص را یک‌دفعه از میان آشنایان و چیزهای مورد علاقه‌اش جدا کنند و وارد خانۀ تنگ و تاریکی کنند، وحشت دارد. اما اگر شخص عالم به علم دین شده باشد و ایمان به خدا و رسولان الهی و کتب آسمانی و ملائکه پیدا کرده باشد، آنجا دیگر وحشتی ندارد و با آن‌ها که از قبل می‌شناخته و مأنوس بوده، محشور می‌شود. آن‌ها در آن عالم همه‌کاره‌اند و بنابراین، شخص عالم به علم دین هیچ نگرانی نخواهد داشت.

«وَالمُحَدِّثُ فی الخَلوةِ.»  وقتی کسی همراه انسان نیست یا انسان کاری ندارد، علم با انسان سخن می‌گوید و مطالب را به او یادآوری می‌کند.

در میان انواع علوم دینی که وجود دارد، یک شاخه هم علوم قرآنی و یادگیری قرآن است. وقتی انسان قرآن را باز می‌کند، خدای متعال با او سخن می‌گوید. خدای متعال داستان‌های گذشتگان را حدیث می‌کند. خطاب «یا أیُّها الّذینَ آمَنوا» با همۀ ماست. به هرحال، این حدیث خداست. حال چه بخواهد داستان‌ها را بیان کند یا احکام را مطرح کند یا سرگذشت و جریان خلقت یا معاد و قیامت و عالم بعد را بگوید. اگر انسان با این علوم و معارف آشنا شود، خداوند متعال این‌چنین با او سخن می‌گوید.