علم واجب

وقتی در روایت آمده است: “طلب العلم فریضه”، مراد از علمی که طلب آن و به دست آوردن آن واجب است نیز معلوم می شود. آن علمی طلبش واجب است که حلال و حرام را مشخص می کند، مجاز و ممنوع را مشخص می کند، رضا و غضب خدا را بیان می کند و راه بهشت را روشن می کند، یعنی مشخص می کند که کدام روش علمی، نتیجه اش بهشت می شود و کدام خط مشی، نتیجه اش جهنم می شود. پس علمی که در پی آن رفتن واجب است، در واقع منار و سبیل بهشت است.

بیانی هست که بسیار لطیف است و یادآوریش خوب است: “ما شرُّ شرٍّ آخِرُهُ الجَنه و ما خَیرُ خیرٍ آخِرُهُ النار” (شری که پایانش بهشت باشد، شر نیست و خیری که پایان آن جهنم باشد، خیر نیست.)

اگر در علم دین راهیابی به بهشت است و افراد را منتهی به بهشت می کند، کما این که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: “من سلک طریقا یطلب فیه علما سلک الله تعالی به طریقا الی الجنه.” یعنی هر کس شروع کند راهی را که می تواند از طریق آن علم دین را فرا بگیرد، خداوند راه بهشت را به سوی او باز می کند و او را در مسیری قرار می دهد که منتهی به بهشت شود. حال اگر در سر راه شرور و رنج هایی هم وجود داشت، اصلا نمی توان اسم آن ها را رنج و سختی گذاشت.

جریانی هست که در زمان حضرت زهرا سلام الله علیها اتفاق افتاد. خانمی بود که کنیز یا فرزندش را برای پاسخ به سوالی نزد حضرت زهرا سلام الله علیها فرستاد و حضرت نیز جوابش را دادند. او نیز رفت خانه و دوباره برای سوالی دیگر برگشت و این مساله ده بار تکرار شد و حضرت مدام جوابش را می دادند. در نهایت، خود آن شخص شرمش آمد و عرض کرد: بی بی جان! شما خسته نشدید که من این قدر رفتم و آمدم و جوابم را دادید؟ حضرت فرمودند: نه! خسته نشدم و برایش مثلی زدند. فرمودند: اگر به کسی بار سنگینی داده شود که آن را جا به جا کند، [و صد هزار دینار پاداش به او بدهند، این کار برایش سخت است؟]

بعد خود حضرت فرمودند: آن اجری که به من به خاطر جواب دادن به مسائل احکام می رسد، اصلا قابل قیاس با این مثالی که زدم نیست، یعنی بحث از صد هزار و یک میلیون و یک میلیارد و صد میلیارد و این حرف ها نیست، بلکه خیلی بالاتر از این حرف هاست.

بعد فرمودند: من از پدرم شنیدم کسانی که به دیگران چیزی یاد دهند، دنیایشان می گذرد و خداوند به آن ها کمک می کند و معیشتشان را تامین می کند و زندگی شان را پاکیزه ترین زندگی ها قرار می دهد و وقتی از این دنیا بروند، در عالم بعد که عالم ابدیت است، خلعت ها و لباس ها و جایزه ها به آنان داده می شود که اگر بخواهی یک نخ از آن لباس ها را با همه ی ثروت های دنیا مقایسه کنی، ارزش آن نخ بیشتر است.